كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

78

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

كعبه شروع شده و با زيارت ساير بت‌هائى كه در خارج مكه قرار داشتند ادامه مىيافت . حج در اصل در پائيز برگزار مىشد ، و چنين به نظر مىرسد كه مراسم مختلفى كه در اين فصل توسط اعراب برگزار مىشد در جهت رحمت باران زمستانى در مقابل خورشيد در حال مرگ بود . زائرين ابتدا به مزدلفه ، مكان و جايگاه خداى رعد و برق ، رفته و يكشب را در كوه عرفات ( در حدود 16 مايلى شهر مكه ) به حالت اعتكاف گذرانده و سپس در منى به سوى سه ستون ( نماد شيطان ) سنگ‌ريزه پرتاب كرده و نهايتا قربانى مىكردند . هيچ‌كس امروزه نمىتواند ريشه اين عادات مذهبى را بيابد و آنها را معنى نمايد . « 1 » در زمان محمد ( ص ) هم احتمالا اعراب فوايد و ريشه اصلى اين اعمال را فراموش كرده بودند ، ولى برحسب عادت و سنت شديدا به اين مراسم روحانى وابسته بودند . همه ما در زندگى گاهى اوقات به مكان مخصوصى نياز داريم كه بتوانيم به تنهائى با درون خود خلوت كرده و خلاقيت‌هاى درونى خود را بشناسيم . در عربستان نيز با وجود زندگى وحشتناك و خسته‌كننده صحرا ، وجود معابد ضرورتى حتمى براى بيرون راندن خستگى و اضطراب‌هاى زندگى به شمار مىرفت . در مراسم حج ، اعراب مىتوانستند براى مدتى خود را از فرسودگىهاى جنگ‌هاى قبيله‌اى و غزوات دور داشته و ، به آسودگى و بدون ترس از حمله و انتقام ، به تزكيه درون خود پرداخته و در كنار آن به تجارت هم بپردازند ، بخصوص اينكه در زيارتگاه‌هائى مانند مكه هر سال يك بار بازار مكاره‌اى براى تجارت و دادوستد برپا مىشد . جدا از اهميت كار تجارى ، معبد جايگاه روحى و روانى خاص خود را نيز

--> اسماعيل مىباشند و اين مراسم پيوسته در ميان اعراب مكه و حجاز جريان داشته است ؛ ولى به تدريج از مسير صحيح و اوليه خود و زمان مخصوص خود منحرف گرديد تا اينكه پيامبر اكرم ( ص ) خصوصا در سال دهم هجرت و در حجه الوداع تمام مناسك حج را مشخصا بيان و تعليم نمودند . ( 1 ) - البته ريشه مناسك حج ، توحيد است و توسط بزرگان و اولياى دين اسلام نيز تبيين گرديده است . بديهى است چنين مراسم عظيم و پرمعنويتى كه همه ساله انجام گرفته و مسلمانان از دورترين نقاط دنيا از صدر اسلام تاكنون خود را با هر وسيله‌اى بدان مىرسانند و هر مسلمانى در دوران حيات خود آرزومند است تا بدفعات اين مناسك را انجام دهد نمىتواند فقط برحسب عادت باشد .